خرید بک لینک

روز مرگم...

روز مرگم هر که شیون کند از دور برم دور کنید همه را مست و خراب از می و انگور کنید مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا و حال خرابش بدهید بر مزارم مگذارید بخواند واعظ بگذارید پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین گریه به بالای سرم دف زنید شاهدی رقص کند و جملگی کف بزنید روز مرگم وسط سینه من چاک زنید اندرون دل من یک قلم تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت ان جگر سوخته خسته از این دار برفت

برچسب: نویسنده: رضا پاکدل تاريخ: چهارشنبه 8 مهر 1405 ساعت: 9:00

خاطرات کودکی زیباترندیادگاران کهن مانا ترنددرس‌های سال اول ساده بودآب را بابا به سارا داده بوددرس پند آموز روباه وکلاغروبه مکارو دزد دشت وباغ روز مهمانی کوکب خانم استسفره پر از بوی نان گندم استکاکلی گنجشککی با هوش بودفیل نادانی برایش موش بودبا وجود سوز وسرمای شدیدریز علی پیراهن از تن میدریدتا درون نیمکت جا میشدیمما پرازتصمیم کبری میشدیمپاک کن هایی زپاکی داشتیمیک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی به رنگ زرد داشتدوشمان از حلقه هایش درد داشتگرمی دستان ما از آه بودبرگ دفترها به رنگ کاه بودمانده در گو

برچسب: نویسنده: رضا پاکدل تاريخ: چهارشنبه 8 مهر 1405 ساعت: 9:00

صفحه بندی